به گزارش شهرآرانیوز؛ به پیشنهاد یک دوست از آرایشگاهی وقت گرفتم تا کمی موهایم را اصلاح کنم. رأس ساعت مقرر به آرایشگاه رفتم. صدای همهمه خانمها بیرون از سالن هم بهگوش میرسید. به یک دنیای زنانه وارد شدم و کمی گیج چشم گرداندم، دختر جوان لاغری با آرایش موی عجیبی پیش آمد و با لحن کشداری پرسید: «چه فرمایشی دارین؟» پاسخش را دادم. مرا به گوشهای از سالن برد و خواست تا رسیدن نوبتم منتظر بمانم. نشستم و به بانوی مسنی چشم دوختم که یکی از آرایشگران سالن در حال حرفزدن موهایش را کوتاه میکرد.
خانم آرایشگر سرش را بهسوی من برگرداند و با لبخند و خوشامدگویی پیشنهاد کرد تا رسیدن نوبتم با قهوه از خودم پذیرایی کنم و فنجانم را به «زهره جون» بدهم تا برایم فال بگیرد! سرم را به سمتی که اشاره کرد برگرداندم، یک بانوی فربه با موهای کوتاه قرمز، روی مبلی گوشه سالن نشسته بود و چند فنجان برگشته در نعلبکیهای روی میز مقابلش، قرار بود از آینده افراد گرد آمده در اطرافش بگوید!
پیشنهادش را مؤدبانه رد کردم، نگاهم به پسرکی پنجشش ساله افتاد که روی مبل تکی کنار «لاین ناخنکار» نزدیک مادرش، نیمهنشسته و نیمهدرازکش با پاهای آویزان، در حال موبایلبازی بود. کمی با فاصله، دخترکی با پیراهن صورتی همانطور که چانهاش را بیحوصله روی یکی از زیرآینهایهای آرایشگاه گذاشته بود با نوک انگشتانش ریزه اکلیکهای جامانده از مواد آرایشی را به بازی گرفته بود.
مخلوطی از صدای بلند موسیقی، خنده و حرفزدنهای بیوقفه و همزمان، زوزه سشوار و وزوز بعضی وسایلی که زیاد سر درنمیآوردم در کنار بوی رنگمو و دکلره و مواد شیمیایی مختلف، شاخص دیگر محیط آرایشگاه بود. سرانجام نوبت به من رسید و نخستین جملهای که از آرایشگر، همانطور که انگشتانش را میان موهایم سُر میداد شنیدم، این بود: «معلومه به موهات نمیرسی!»
خاطرم هست سالها پیش که گاهی حسب نیاز، همراه مادرم به آرایشگاه محله میرفتم یک مغازه یا اتاق نسبتا کوچکی بود که معمولا توسط یک نفر اداره میشد، یک صندلی ویژه اصلاح صورت و آرایش و صندلی چرخان کوچکی برای پیرایش و رنگ مو، یک میزآینه و پایه سشوارهای کلاهی و دستی، تعدادی عکس برای نمونه روی دیوار و مجلههای قدیمی بهعنوان کاتالوگ مدل کوتاهی مو بیشتر فضاآراییشان را تشکیل میداد و کمتر آرایشگاهی با چند دستیار کار میکرد. به همین دلیل هم، بهویژه نزدیک مناسبتهای مختلف شادمانه، چند نفری در نوبت، زمانی را منتظر میماندند.
آنوقتها لاکچریترین فعالیت آرایشگرها رنگ و مِش موی بعضی مشتریان بود. آرایشگاه بهجز موضوع پیرایش که شامل اصلاح صورت و ابرو یا مو بود کاربرد عام چندانی نداشت مگر اینکه برای رفتن به عروسی یا مراسمی از این دست برخی برای سشوار یا شینیون مو یا آرایش صورتشان با وقت قبلی به آرایشگاه مراجعه میکردند. آرایش عروس هم که طبیعتا فرصت گاهگاهی بیشتر آرایشگاهها برای کسب درآمد بود.
این روزها حتی بسیاری از آرایشگاههای محلی هم، تغییر رویه دادهاند. فعالیتهای آرایشی جدید و مشتری بیشتر و کسبوکار پررونقتر که البته بسیاری از مشتریان هم بیمیل به وقت گذراندن و صرف انرژی و پول در این راه نیستند.
هرچند آرایشگاه محلی برای آرایش و پیرایش است، اما با گذشت زمان مانند بسیاری از مشاغل دیگر، کاربری و نحوه استفاده آرایشگاههای زنانه از حفظ بهداشت فردی و زیباشناختی صِرف تغییر کرده و بیشتر به سالنهای مد و برای برخی به محلی برای ماساژ و حتی گاهی اتاقکهایی برای مصرف مواد و نوشیدنیهای غیرمجاز هم تبدیل شده است.
آرایشگاهها معمولا در چند بخش تخصصی با عنوان «لاین» فعالیت میکنند: «ناخن»، «کاشت مژه»، «لیفت ابرو»، «کوتاهی مو»، «اپیلاسیون»، «آرایش صورت»، «آرایش مو»، «خدمات کراتینه و فر مو»، «اصلاح صورت»، «اصلاح مو»، «تتو»، «تزریق ژل و بوتاکس» و...
گذشته از اینکه آیا انجام همه این فعالیتها در محل آرایشگاه، مجاز و بیخطر هستند یا خیر، هر یک از این کارها متخصص خودش را دارد و معمولا فضایی برای فعالیت توسط آنها از صاحب اصلی آرایشگاه اجاره میشود. اما گفتیم و گفتیم تا به این نکته برسیم که با این تغییرات، نوع بهرهبرداری بیقاعده و افراطی از خدمات این صنف شریف از سوی عدهای از خانمها چه عواقبی را برای خودشان و دیگران میتواند بهدنبال داشته باشد.
حتما شما هم در مراجعه به آرایشگاه با بانوانی برخورد کردهاید که ساعتهای زیادی از وقت خود را در این محیط زنانه میگذرانند. بهطوری که یکی از شاغلان در یک آرایشگاه از تعدادی مشتریانش بهعنوان «مشتری روزانه» یاد میکند.
به گفته او «آرایشگاهها» بهجز محل آرایش و پیرایش به پاتوقی امن و بیدردسر برای بعضی خانمها تبدیل شدهاند، بهطوریکه برخی فقط برای گپوگفت به آرایشگاه میروند. او معتقد است در آرایشگاههای مردانه، آقایان حوصله انتظار کشیدن ندارند و دوست دارند زودتر کارشان تمام شود تا به کارشان برسند، اما همین بودن و ماندن در آرایشگاه برای بعضی خانمها نعمت است!
بهویژه خانمهایی که اجازه یا فرصت وقتگذراندن در هر محیطی یا با هر فردی را ندارند تمایل به ماندن طولانیتر در آرایشگاه و درددل کردن و خودنمایی دارند. اینجا حجابها برداشته میشود و هرکس هرنوع پوششی را دوست دارد مانند سالن مد به نمایش میگذارد. حتی شوخیها حد و حدودی ندارند. خب اینها همه برای برخی خانمها فرصتی برای تخلیه روانی بهحساب میآید.
مثلا برخی حرفها بر محور این موضوع که یکی از ما از آقایی متولد فلان ماه دل خوشی ندارد و همه مردان متولد این ماه را با یک چوب میزند شروع میشود و به خانمها برای دوری از آنها توصیههایی میکند، یا یکیمان که کلا با مردها مشکل دارد با حرفهایش خواهناخواه تأثیراتی بر زندگی زناشویی این نوع خانمها دارد.
آرایشگر دیگری با اشاره به مشکلات اقتصادی و گران شدن مواد آرایشی و در نتیجه افزایش بهای خدماتشان میگوید: مشتریها بهطور چشمگیری کاهش پیدا کردهاند، اما هنوز هم خانمهایی هستند که آرایشگاه را محلی برای وقتگذرانی میدانند. بیشتر آنها برای خودنمایی زمان زیادی را در این محیط میگذرانند که البته با تغییرات پس از دریافت خدمات آرایشگاه، بیرون از اینجا هم خودنمایی را ادامه میدهند.
هرچند برای ما بد نیست، زیرا هم آرایشگاه خالی نیست و برای جذب مشتری خوب است و هم بیرون از اینجا تبلیغی برای کارمان میشود. از طرف دیگر ما به درددلهای آنها گوش میدهیم و این مشتریان هم حرفهای ما را میشنوند.
اما حقیقت ماجرا را باید در عمق زندگی این افراد جستوجو کرد، زیرا حضور طولانیمدت در این محیط میتواند حاوی آسیبهای مختلف جسمی و روانی باشد. بهنظر اولین رخداد نامبارک، پدیده چشموهمچشمی و بهدنبال آن افراطوتفریط در ایجاد تغییرات ظاهری است، بهدنبال آن برای انجام این کارها باید پول خرج شود که از یک اندازهای بهبعد اسراف و زیادهروی محسوب خواهد شد.
از سوی دیگر، حضور مداوم در محل آرایشگاه بهجز موضوع مهم اتلاف وقت، با توجه به تنفس بخارات منتشر شده از مواد شیمیایی مضر عواقب جدی برای سلامتی دارد. در چنین مواقعی برخی مادران به اتفاق فرزندان کمسنوسال خود در آرایشگاه حضور مییابند که بهجز مبحث الگوسازی نامناسب برای آنها و مشاهده برخی رفتارها و سخنان نامناسب برای سنشان، سلامت جسمشان نیز در خطر جدی قرار دارد.
الهام اعلمیدوست، روانشناس بالینی درباره گرایش برخی بانوان به حضور طولانیمدت در آرایشگاهها میگوید: باید ببینیم با آرایشگاه رفتنهای افراطی چه چیزی بهدست میآید و چه چیزی از دست میرود. مهمترین اتفاق، از دست رفتن وقت مفید و با کیفیت ما برای خانوادهمان است. پس آن فرصتی که میتوانیم برای فعالیتهای ارزشمندی مانند مطالعه، ورزش، کلاسها و دورههای هنری و آموزشی، دیدن فیلم و شنیدن موسیقی فاخر و... صرف کنیم فدای یک ظاهرخواهی افراطی شده و انرژی و وقت و توجه ما به همین موضوع محدود میشود.
حالا درعوض چه چیزی بهدست میآوریم؟ آرایشگاه برای ما محل تبادل اطلاعات غیرعلمی و سطحی میشود. آرایشگران در تخصص و هنر خودشان بسیار هم خوب هستند، اما در همه مسائل که صاحب علم نیستند! بنابراین با سلایق شخصی و محدود، اظهارنظرهایی در این محیط بیان میشود که حتی میتواند تأثیرات بسیار مخربی بر زندگی افراد بگذارد.
این روانشناس میگوید: در علم روانشناسی اصطلاحی باعنوان «دامنه مرجع» داریم که شامل افراد مورد قبول و تأثیرگذار بر ماست که از سوی آنها تحسین میشویم و حرفشنوی زیادی داریم. این دامنه باید بسیار آگاهانه انتخاب شود. خانمهایی که با چنین افرادی در آرایشگاه برخورد میکنند دامنه مرجعشان در همان حد کوچک میشود.
از سوی دیگر برخی آرایشگران با ایراد گرفتن از ظاهر افراد مانند اینکه «چقدر موهات کمپشت شده! چقدر پوستت خراب شده! چرا اینقدر چاق شدی! و...» به فرد حس ناکافی بودن میدهند و با پیشنهاد راهکارهای مختلف برای مشتری یک دام نامرئی متسلسل پهن میکنند. اگر شخص توانایی انجام پیشنهادشان را داشته باشد در این دام افتاده و اگر توانش را نداشته باشد درگیر این حس منفی میماند و همیشه حس بیکفایتی میکند.
پیرایش و حتی آرایش درکل برای رفع نقص و ناآراستگی ظاهر هم خوب و هم لازم است، اما اگر به شکلی احساسی، غیرطبیعی و اغراقشده انجام شود اثری در چهره و بدن بهجا میگذارد که خارج از محیط آرایشگاه عموما پذیرفته نیست و در بلندمدت احساس بدتری را باخود بهدنبال دارد که باعث میشود چنین افرادی برای رفع این مشکل آسیبهای بیشتری را به خود تحمیل کنند و به نوعی بازگشت به زندگی عادی برایشان غیرممکن شود.
خانمی که همواره و متداول زمانی طولانی را در آرایشگاه میگذراند با غرق شدن در ظواهر فردی بهمرور به بانویی با اعتمادبهنفس کم و حس بیکفایتی و سطحینگری و به دور از درونیات ارزشمند تبدیل میشود و آنچه در صورت خود ایجاد کرده به برچسبی تبدیل میشود که در همه ابعاد زندگیاش بر اساس آن قضاوت خواهد شد.
بارها در اخبار از قول محسن صیادی، مدیر بازرسی و نظارت بر اصناف مشهد درباره پلمب برخی واحدهای صنفی از جمله آرایشگاههای زنانه شنیده و خواندهایم. این اقدامات معمولا در قالب گشت مشترک با حضور بازرسان این مدیریت و پلیس نظارت بر اماکن عمومی انجام میشود تا از فعالیتهای غیرمجاز صنف موردنظر جلوگیری کرده و مانع بروز خطرات احتمالی شوند.
در بخش مربوط به آرایشگاههای زنانه گرانفروشی، رعایت نکردن دستورالعملهای بهداشتی، دخالت در امور پزشکی و بیتوجهی به قوانین و مقررات نظام صنفی از مهمترین تخلفات بیان شده بود. دقیقا همان تخلفاتی که سلامت و اعتماد مشتریان را بهخطر میاندازد.